هنگام كه حلقه ی محاصره تنگتر مي فشارد
شمع هاي اميد را در شامگاه دل فزوني مي بخشي
و اين از آن اسرار بزرگ است
كه به سادگي بر زبان مي آيد .
هميشه بايد در انتظار چيزي بود
و هميشه
اميدوار و
بيمناك از زماني كه مي رود
بايد مثل روزهاي مانده به كنكور
- زمان در كف -
دقايق را كش داد و در آن
صادقانه زندگي كرد .
زمان مي آيد . . . مي رود
و در اين دور به ظاهر پوچ آمدن ها و رفتن ها
- من اميدوارم -
در يك سپيده ی صبح آمدن
ترا براي هميشه بازآرد .