هوف ...
با هر نفحه كوچك
بادكنك كوچكتر دلمان باد مي شود
و با سوزن دست بازيگوش هر كودك مي تركد
و عقده شكسته اش شعر مي شود .
من اما زن سه شوهر ديده اي مي شناسم
كه همه نفحات ما را مي شناسد
و بادكنك درشت دل دريايش آنقدر حجيم شده كه نمي داني
و با آنكه همه دست هاي كودكان مشتاق
بر نداشتنش گريه مي كنند و پا بر زمين مي كوبند
- دست و سوزن -
- رستم و كودك -
هيچ كدام
بر پوست چروكيده و پر تاولش نمي تواند كارگر باشد .